میگم چرا اینطوری شد؟!
میگه خیلی چیزا یه طوری شد که نباید میشد ، این که دیگه جای خود دارد...
راست میگه!
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
یک ربع مانده به ٢ نصفه شب .
آخرین شب خوابگاه در ترم ٢ .
گذر زمان .
غم تمام شدن هر چند موقت .
٢ ترم گذشت...
همین.
+چند لحظه بعد از ناپدید شدن سایهها نوشت.
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
نمیآیی و در چشمهایم گندمزاری آتش میگیرد ؛
خاموش نمیشود ، اشک میشود .
آرام نمیگیرد ، درد میشود .
میشوم غمِ گندمزاری از دست رفته در کنار جادهای متروک در ظهر آن سال، نیمههای تابستان !
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
شروعِ چالش ۱۰۰ روز خوشحالی ساجده .
۳شنبه ؛ ۱۵ خرداد ۹۷
میخوام یاد بگیرم شادتر زندگی کردن رو ، حال خوب داشتن رو ، سپاسگزار بودن رو و اینکه زندگی چقدر میتونه قشنگ باشه اگه بخوایم.
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی